تبليغاتX
مسلمان jpg
مسلمان
به نام وجودی که وجودم ز وجود پر وجودش به وجود آمده است
شعر زیبای مرحوم اقاسی

 

 گوش کنید: مرغ دلم زمزمه سر مي دهد... محمد رضا آقاسي

هر كه دم از آل علی ميزند

 

باده ز جام ازلی ميزند

 

جذبه ساقی چو به ميخانه زد

 

قرعه به نام من ديوانه زد

 

صبر و بلا را به هم آميختند

 

در عطش ساغر ما ريختند

 

جرعه اول كه زدم سوختم

 

آتش وخون از جگر افروختم

 

سينه من سوخته ی سينه ا یست

 

شعله خاكستر آينه ايست

 

سينه زهرا تب توحيد داشت

 

كان شرف شيره خورشيد داشت

 

شير نبود آنچه در آن سينه بود

 

شربتی از كوثر آينه بود

 

فاطمه آينه حيدر نماست

 

فاش بگو فاطمه شير خداست

 

آينه در آينه تكثير شد

 

آينه خنديد و جهانگير شد

 

فاطمه خود كيست نمود علی

 

كيست علی فاطمه منجلی

 

فاطمه ای مذهب و آيين من

 

آينه روشنی دين من

 

فاطمه ای سيده كائنات

 

چشم دو عالم ز رخت گشته مات

 

خلق ز وجدت به وجود آمدست

 

بر در مجدت به سجود آمدست

 

فاطمه ای مادر آزادگی

 

ای تو صمیمانه ترین سادگی

 

فاطمه ای نقش نگین خدا

 

آب حیات دل و دین خدا

 

همسر و همتای علی جز تو نیست

 

منشا نور ازلی جز تو نیست

 

         

 

مرغ دلم زمزمه سر ميدهد

 

ناله يا فاطمه سر ميدهد

 

در نظر همسر دور از پدر

 

فاطمه پر پر شد در پشت در

 

پر پر كردن گل ياس را

 

كيست كه چرخاند دستاس را

 

پنجه ی زينب نتواند هنوز

 

فاطمه ای بود و نبود علی

 

مادر گلهای کبود علی

 

خداوندا قیامت رفت از یاد

 

که پیمان با امامت رفت از یاد

 

چو امت با امامت قهر کردند

 

به مینای ولایت زهر کردند

 

حسن بی هم دل و بی هم زبان شد

 

اسیری همسری نامهربان  شد

 

 

مرغ دل یک بام دارد دو هوا   

 

گه مدینه می رود گه نینوا

 

این اسیر بند قاف و شین و عین

 

گاه می گوید حسن گاهی حسین

 

می پرد گاهی به گلزار بقیع

 

می نشیند پشت دیوار بقیع

 

می نهد سر بر سر زانوی دین

 

اشک ریزان در غم بانوی دین

 

عرضه می دارد که ای شهر رسول

 

در کجا مخفی بود قبر بتول

 

از تمام نخلها پرسیده ام

 

آری اما پاسخی نشنیده ام

 

یا امیر المومنین روحی فداک

 

آسمان را دفن کردی زیر خاک؟

 

آه را در دل نهان کردی چرا؟

 

ماه را در گل نهان کری چرا؟

 

یا علی جان تربت زهرا کجاست؟

 

یادگار غربت زهرا کجاست؟

 

تا ز نورش دیده را روشن کنم

 

بر مزارش شعله ها بر تن کنم

 

آه از آن ساعت که آتش در گرفت

 

جام را از ساقی کوثر گرفت

 

یاد پهلویش نمازم را شکست

 

فرصت راز و نیازم را شکست

 

آه زهرا تا ابد جاری بود

 

دست مولا تشنه ی یاری بود

 

چون علی شد بی کس و بی هم نفس

 

گفت یا زینب به فریادم برس

                                                                                      (حاج محمد رضا آقاسی)

 

                       فاطمه پشت در افتاد لگد سنگین بود

 

       تلخی کام علی بر چه کسی شیرین بود؟ 

 

منبع:     http://www.aghasi5.blogfa.com     

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 23:5 توسط ج.ع |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا